یک سکه و چند رو...

خرید بک لینک
"او" پدرش را سال 62 توی عملیات جنگی از دست داده بود و

"دیگری" پدرش را در اعدام های سال 67.

"او" می گفت این مردم که هر روز به جان هم می افتند ارزش ندارند

که بخاطرشان امثال من یتیم شوند...

"دیگری" می گوید این مملکت و مردم را باید می گذاشت و می رفت

اینجا ارزش ماندن و فنا شدن نداشت!

.

.

هیچکس ابعاد یتیمی شان را درک نخواهد کرد...

رفتن رسیدن است!...

ما را در سایت رفتن رسیدن است! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:47

صفحه بندی